
حقیقتش خیلی خسته شدم دیگه نه حوصله نه روحیه ش رو دارم
خوب فقط بگم که دیگه ضرورتی بر ادامه ی کار در این وبلاگ نمی بینم
این وبلاگ دیگه آپ نمیشه و به دیگر وبلاگهای فیلتر یا حذف شده ی من می پیونده
امیدوارم این پایان شروعی دوباره برای انجام کارهام خارج
از دنیای کوچک نت که خیلی ها رو اسیر خودش کرده باشه
تشکر از تمام کسانی که در این مدت یک سال من رو تحمل کردن دارم
امیدوارم بدون من روزهای خوشی داشته باشین
...
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
"فروغ"
قبل از شروع مطلب میخوام یه سری حرفهایی برنم
خوشبختانه امروز مثل سالهای پیش نیست که طرفداران متال در ایران
فقط به ریتم سنگین بندهای گوش
بدن و هر کدوم سنگین تر بود رو برای گوش دادن انتخاب کنند.
امروزه میبینیم که خیلی از افراد(حداقل وبلاگ نویس)
در کنار موسیقی به اشعار هم توجه می کنند.
خب تا اینجاش خوبه خوده من هم موافقم.
اما متاسفانه چندی پیش متوجه چیزه جالبی شدم
اون هم اینکه دیگه حالا کل کل های فن های بندها از
تیپ و قیافه و صدای وکال به اشعار هم کشیده شده.
برای مثال خیلی راحت میگن که چون موسیقی اسمش متال هست
دیگه نباید شعر عاشقانه توش باشه.
این افراد اشعار بندی مثل Slipknot رو قوی میدونن
و اون وقت به Evanescence که بیشتر راک هست ایراد میگیرن که چرا اشعارش عاشقانه ست.
ببینید هرکسی سلیقه یی داره به نظر من هیچ عیبی نداره که شعر هیچ بندی عاشقانه باشه.
(هر چند شاید با سلیقم جور در نیاد)
حالا عشق ماورایی،هم جنس یا غیر هم جنس باشه فرقی نمیکنه.
نمی گم از اینکه امروز جلوی سبک HIM نوشته شده Love Metal خوشحالم
ولی گاهی وقتها یه شعر عاشقانه ی سنگین اینقدر روی آدم تاثیر میذاره
و توی فکر فرو می بره
که یه شعر ضعیف صرفا انتقادی روی آدم اون تاثیر رو نمی ذاره.
حال اینکه همین HIM حداقل راه خودش رو مشخص کرده و عاشقانه میخونه
دیگه تو هر چیزی دخالت نمی کنه تا متال رو به خاطر پول با هزار تا سبک دیگه قاطی کنه
و بهش آسیب بزنه.
هر چند که خوده من HIM گوش نمیدم ولی اگر کسی HIM گوش بده بهش خرده نمی گیرم.
متاسفانه چندی پیش یکی از عزیزان پر مدعای وبلاگ نویس
به Anathema بی احترامی کرده بود
و خیلی راحت چند جا گفته بود که اشعارش در سطح یکی از خوانندگان پاپ کشور شده.
اگر مغز کوچکتون قادر به درک اشعار پر مفهموم Anathema یا اصلا هر بندی نیست
این مساله رو جایی مطرح نکنید چون به عقلتون شک می کنم.
امروز Anathema ست فردا لابد میشه Empyrium و هزارتا بند بزرگ دیگه که عاشقانه خوندن.
شما خیلی کوچک تر از اون هستید که در مورد کسی اظهار نظر کنید
فکر نکنید چون خیلی وقته تو وبلاگهاتون ترجمه های
غلط میذارید واسه خودتون کسی شدید.
این دفعه گذشت ولی دوستان توقع نداشته باشن که همیشه ما اینقدر ساکت بشینیم
حداقل من دفعه ی بعد حضوری خدمت اون دوست عزیز می رسم تا توضیح بده
دیگه اشعار کی بنماینی هست.

Crematory نام یه بند آلمانی هست که در سال 1991 شروع به کار کرد.
اعضای این بند در ابتدا علاقه ی شدیدی به Death Metal داشتن.
و می خواستن یه یند Death داشته باشن.
(همونطور که بعدها هم به طور سایه واری این سبک رو
در کارها و سبک خوندن یکی از وکالهاشون می بینیم)
اما به طور حتم سبک اصلی این بند Gothic Metal (برای پیشگیری از سو تفاهم
و به قول سایتهای متال Gothic Metal /Death) هستش.
بر خلاف بیوگرافی های غلطی که در وبلاگهای ایرانی می بینیم
تمام اعضا Crematory در همون ابتدا در سال 1991 در این بند بودن
و هیچ وقت هیچ کدومشون در وسط کار(کم شدن) ولی اضافه نشدن.
فقط Matthias hechler وکال/گیتاریست این بند بود که در سال 98 به بقیه ملحق شد.
اولین آلبوم رسمی این بند با بی تفاوتی عموم مواجه شد.
این آلبوم در سال 1993 عرضه شد و نامش Transmigration بود.
اما در سال 1994 یکی از برترین آلبوم های خودشون رو
با نام ...Just Dreaming منتشر کردن.
آلبوم نسبتا جالب و به عنوان دومین آلبوم خوب بود.
چندی بعد از این آلبوم Crematory افتخار داشت با همکاریTiamat
تورهایی برگزار کنه و طرفدارهای خودش رو زیاد کنه.
آلبوم های بعدی این بند به ترتیب
Lllusions 1995
Cramatory 1996
Awaye 1997
Act Seven 1999
Believe 2000
Revolution 2004
Klagbilder 2006
و آخرین حرکت این بند هم Pray که در سال جاری 2008 منتشر شد.
اعضای اصلی این بند به ترتیب:
Katrin goger کیبورد زن
Harald Hein بیسیک
Gerhard felix stass وکال
Matthias hechler وکال/گیتاریست
Markus Jüllich درامر
همچنین Lother به عنوان گیتاریست(1991 تا 1998) و
Heinz و Marc به عنوان بیسیک(1991 تا1992- 1993)
سابقه ی همکاری با این بند رو دارن.

این بند یکی از معدود بندهای متال اروپایی هستش که سالهای سال در حال کار هستش
و به جز یه انحلال موقت که بین سالهای 2001 تا 2003 درش به وجود اومد هیچ لغزشی نداشته.
امّا یکی از بزرگترین ایراداتی که به این بند وارد هستش بیش از حد استفاده کردن از کیبورد هست.
مخصوصا بعد از آلبوم Act Seven
به طوری که موسیقی خیلی ملودیک میشه
و به قول یه منتقدی برای کسب شهرت از حالت Gothic Metal در میاد و
به سوی موسیقی تجاری میره.
البته در بیش از حد استفاده کردن از کیبورد در بعضی از آلبومها شکی نیست
و انتقاده به جایی هستش.
ولی فکر نکنم تا این اندازه Crematory کوچک باشه
حداقل من این بند رو به عنوان یه بند محبوب بیشتر مردم
و همچنین چون آلمانی هست قبول دارم.
واقعا الان که فکر می کنم آلمان مهد چه بندهای بزرگی در دنیای متال بوده...
the fallen از آلبوم Believe
...Just Dreaming از آلبوم shadows_of_mine
away Awaye و از آلبوم
خب دوستان بی مقدمه شروع می کنم
بعضی از مخاطب های عزیز در این چند روز از من خواسته بودن
که بیشتر در مورد PanterA بنویسم.
خب هدف من از این وبلاگ هم همین بود که بیشتر کارهای PanterA رو تفسیر کنم
و به ترجمه بسنده نکنم.
و قرار بود که یه پست کامل فقط به سبک این بند بپردارم
ولی خب از اونجا که یک سری مشکلات پیش اومده بود که
آخرینش مسدود شدن وبلاگ گروهی ما Bo2Metal
توسط مخابرات (بدون هیچ دلیلی در حالی که حتی در ترجمه ها لفظ غیر اخلاقی هم وجود نداشت)
بعد از ما ها تلاش گروهی
و از طرفی جنجال در پست های قبل این بلاگ و دریافتن نقد ناپذیر بودن مخاطبان بود
انگیزه یی برای نوشتن نداشتم و الان هم ندارم و در مورد ادامه ی این راه باید بیشتر فکر کنم
ولی در حال حاضر از بستن بلاگ به طور موفقت منصرف شدم...

در مورد سبک PanterA به همین چند جمله بسنده می کنم و میرم سراغ ترجمه.
اگر به سایت های متال سر بزنین می بینید
گذشته از اظهارات ضد و نقیض سبک PanterA رو groove Thrash Metal عنوان می کنند.
خب این سبک تنها تا حدودی درست هست و معیار قرار دادن این سبکها برای PanterA کافی نیست
همونطوری که در پست بیوگرافی خوندین این بند تا رسیدن به اوج یک سیر تکاملی رو طی کرد
در مورد سبک هم دقیقا همین طوره و نمیشه تمام آلبوم های این بند رو با یه سبک معرفی کرد.
PanterA برای رسیدن به سبک حقیقیش خیلی از سبک ها رو امتحان کرد و از خیلی سبک ها کمک گرفت.
از جمله سبک هایی که PanterA اوایل از اون ها استفاده کرد و بعدها خیلی بهش کمک کرد میشه به :
Heavy Metal-Power Metal-glam Metal-hard Rockو حتی تا حدودی
alternative metalو Half thrash و خیلی سبکهای دیگه اشاره کرد.
در حقیقت میشه گفت PanterA از تمام این سبک ها استفاده کرد و به سبکی رسید
که شاید هیچ کدوم از این سبک هانبود.حقیقتا PanterA خیلی جلوتر از زمان خودش بود
و سبک PanterA رو میتونیم تلفیقی از خیلی سبکها و جدا از تمامی سبک ها بگیم.
PanterAخودش صاحب سبک بود.
اما در مورد ترجمه ی این آهنگ THE_SLEEP از بهترین آهنگهای آلبوم COWBOYS_FROM_HELL هست.
آهنگسازی فوق العاده ی این آهنگ به همراه صدای زیبای فیلیپ حساب این آهنگ رو از دیگر تراک های
آلبوم COWBOYS_FROM_HELL که از بهترین آلبوم های این بند هست رو جدا می کنه.
تا به حال هیچ آهنگی رو توصیه مستقیم نکردم ولی از شما میخوام
حتما این آهنگ رو بگیرید و یک بار هم شده با دقت بهش گوش بدید:

The Sleep
Understanding what has
Happened before us
We are confined to a
Darkened hidden tomb
The conquering of our world
As we knew it
Rise above this pit
Of sorrow and pain
Among the few
We are the avant leaders
We've got to live
Through this trouble and decay
This question haunts my mind
?Will we survive this night
We're harboring the meek
?Will we survive the sleep
Unsure and scared
We are planning our reprise
Revolves around this world
We don't know anymore
The odds against us
Yet we're stronger and prevailing
Learn from mistakes
Counting souls for sale
This question haunts my mind
?Will we survive this night
We're harboring the meek
?Will we survive the sleep
درک می کنم که چه اتفاقاتی پیش از به وجود اومدن ما انسان ها رخ داده.
قبل از تولد
ما در یک آرامگاه * تاریک وپنهان در خواب بودیم.
و بعد از تولد بود که این جهان رو تسخیر کردیم.
هنگامی که ما به این موضوع پی بردیم و به این جهان پا گذاشتیم
سرتا سر این دنیای کوچک پر از رنج و کینه و اندوه بود.
و ما به این رنج و فساد عادت کردیم.
این سوالات همیشه تو ذهن من بوده
چرا ما دوست داریم به راهمون در این تاریکی ادامه بدیم؟
زمانی که ما میخوایم به آرامش برسیم
چرا دوست داریم به این خواب ادامه بدیم؟
بدون شک و بدون هیچ ترسی
فقط به فکر رسیدن به خواسته هامون در این دنیا هستیم
در حالی که ما از خیلی چیزها اطلاع نداریم
ار چیزهایی که ممکن هست بر ضد ما باشه...
ولی ما هنوز با تمام وجود به زندگی ادامه می دیم
از اشتباهات گذشتمون درس می گیریم
و داریم به این راهمون ادامه می دیم.
این سوالات همیشه تو ذهن من بوده
چرا ما دوست داریم به راهمون در این تاریکی ادامه بدیم؟
زمانی که ما میخوایم به آرامش برسیم
چرا دوست داریم به این خواب ادامه بدیم؟
....
*منظور از آرامگاه در متن قبر نیست...
Novembers Doom نام بندی هست که در سال 1989 در شیکاگو تشکیل شد.
سبک کار امروزی این بند Doom Metal و Death هست
و کمی هم میشه گفت عناصر Gothic Metalدر این بند وجود داره.
البته سال 1989 که این بند در حال شکل گیری بود سبک کارش هیچ کدوم از این سبک ها نبود
و متفرقه کار می کردن و نام متفاوتی هم داشتن که ما کاری به اون بند نداریم.
میشه گفت Novembers Doom که ما الان میشناسیم در سال 1992
به طور محدود شروع به کارش رو آغاز کرده.

اولین دموهای آلبوم Amid It's Hallowed Mirth در همون سال ها منتشر شد.
(با عنوان Her Tears Drop - demo )
که جوّی وهم آمیز و سنگین داشت که با انتقادهای زیادی رو به رو شد.
خوده این آلبوم در سال 1995 منتشر شد انتقادها و نقدها به این آلبوم زیاد بود
سبک جالبی داشت ولی زیاد با استقبال منتقدها رو به رو نشد و البته زیاد قوی نبود.
آلبوم Of Sculptured Ivy and Stone Flowers در سال 1999 مبدآ کار Novembers Doom بود
اعضای این بند راه خودشون رو با ابن آلبوم انتخاب کردن
و این آلبوم پیشگام آلبوم فوق العاده ی بعدی بود
هرچند که این آلبوم هم چنگی به دل نمی زد.
در سال 2000 آلبوم The Knowing منتشر شد این آلبوم تکمیل کننده ی راه آلبوم قبلی بود
هرچند سطح بسیار بالاتری داشت خوده من ابن آلبوم رو قبول دارم واقعا کار خوبی بود
میشه گفت Novembers Doom با ابن آلبوم شروع شد و البته آلبوم های زیبای بعدی
هم محصول همین آلبوم بودند.
اعضای این بند که در حال حاضر در Novembers Doom
در حال فعالیت هستن رو در قسمت پایین ملاحضه می کنید:
Paul Kuhr که در این بند نقش وکال رو ایفا می کنه.
Vito Marchese و Lawrence Roberts گیتاریست های این بند.
Chris Djuricic بیسیت این بند و
Joe Nunez درامر این بند هستن.
*نکته ی جالبی که میخوام در مورد اعضای سابق این بند بگم اینه که:
یکی از نوازندگان درامی که با این بند همکاری می کرده و نقش مهمی هم در این بند ایفا می کرده.
شخصی به نام عباس جعفری هستش که اصالت ایرانی داره
(همانطوری که در یکی از پست های پیشین وبلاگ قبلی هم یاد آور شدم
که عضو اصلی بند haggard هم شخصی به نام Asis Nasseri هست که اصالت ایرانی داره)
در کل راجع به Novembers Doom باید بگم دیده من نسبت به این بند خوبه.
تا به حال خوب بودن و البته اگه سری به سایت رسمی این بند بزنین می بینید که چقدر فعال هستن
پس امید به اینکه در آینده موفقیت های بیشتری هم کسب کنن زیاد هستش.
این آلبوم هم که برای دانلود گذاشتم
آلبوم The Pale Haunt Departure محصول سال ۲۰۰۵ هست.
امیدوارم از این پست لذت برده باشین و البته در مورد پست قبلی که جنجالی شد.
باز هم به تمام دوستان توصیه می کنم
که انتقاد پذیر باشن تا حرکات تاسف برانگیزی مثل حرکاتی که در کامنت های پست قبلی دیده شد
دیگه تکرار نشه و ما دستمون باز باشه تا بتونیم بنویسیم و ما رو دل سرد نکنن
به خدا نه پولی به ما وبلاگ نویسا میدن نه اعتباری هیچ چیز...
فقط برای مخاطب و هدفمون می نویسیم پس بیشتر از این کم لطفی نکنین.

خب دوستان امروز اون نقدی که قولش رو داده بودم براتون آماده کردم امّا متاسفانه در مورد این نقدر فشار همه جانبه روی من بود شاید نتونسته باشم درست اون چیزی که میخواستم رو به تصویر بکشم و به شما نشون بدم اکثر دوستان از دوستان صمیمی تا طرفداران وبلاگ با نظراتشون چه دوستانه و غیر دوستانه میخواستن این نقد نوشته نشه من هم سعی کردم برای اینکه مخاطب ها رو نرنجونم هم نقد رو به صورت کوتاه تر از اونچه میخواستم بنویسم هم زیاد به تخریبش دست نزن و واقعیت رو بنویسم
دوست دارم شما هم با تعصب به این نقد نگاه نکنید
یکی از بزرگ ترین مشکلات مردم ما اینه که اصلا تحمل
انتقاد رو ندارن از گروه مورد علاقشون بگیر تا به بالا حتی اگه به حق باشه
به قول یه بزرگی ((اگه امروز یه شلنگی رو به یه ایرانی نشون بدی و بگی این خدای تو هست روزی سه بار دورش عبادت کن و شلنگ تخته بنداز می پذیره و بعد از چند سال اگه به یکی از ندیده هایش بگی این کار نادرسته و اصلا حماقته این قدر عصبی میشه که میخواد جلوی همون شلینگه به صلابه بکشدت وسخت از این کارش دفاع میکنه))
بیراهه نمیرم اول یه مختصری از اسلپنات مینوسیم تا بعد نقد رو شروع کنیم.

Slipknot یه بند با سیکNu metal, که پایه ریزیش در سال 1992 و شروع به کارش سال 1995 هست
در مورد سبک این بند اظهارنظر زیاده جایی خوندم سبک Slipknot مخلوطی از
death metal و thrash metal, و hip hop هستش (!!)
Slipknot به خاطر اشعار پرخاشگرانه و وحشیانه ش معروفه بشتر اشعار به دست Corey
وکال بند نوشته میشه
تا به حال 7 آلبوم رسمی دادن
در مورد بعضی از اعضای بند Slipknot
1.در موزد زندگی Corey Taylor وکال این بند گذشته از
بندهای دیگری که توش در حال انجام کاره و همه ی ما خبر داریم
چیز جالبی که میخوام بگم اینه که 34 ساله هستش جایی خودم
در خانواده ی فقیری زندگی کرده و به دست مادرش بزرگ شده و تا 32 سالگی اصلا پدرش رو ندیده بوده
زندگی مشقت بار و عقده های درونی که داشته در موسیقیش و خشونت اشعارش در این بند اثر گذاشته
(این طریق زندگی رو در خیلی از خوانندگان غربی میبینیم
که در موسیقیشون چه مثبت چه منفی تاثیر گذاشته
برای مثال چستر وکال Lp و یا مارشال بروس متز معروف به Eminem)
2.در مورد Paul Gray که بیسیت و کمک وکال این بند هست
باید بگم بارها عکسش در حال جرم و آزار و اذیت و مصرف مواد مخدر توسط پلیس گرفته شده
3. Shawn هماهنگ کننده ی گروه که اون هم با مواد مخدر عجین بوده یک بار هم دستگیر شده و دیوانگیش در صحنه های اجرای این بند زبان زده عام و خاص هستش.
برای مثال چندین بار با اعضای دیگر بند درگیر شده و چند بار هم در اجرا ها به خاطر حرکات دیوانه وارش که شاید خودتون دیده باشید بیهوش شده
(بعضی افراد میگن این کارهاش فقط برای خودنمایی و نمایش هستش و واقعیت نداره)
۴. Joey Jordison درامر بند که به نظر من نسبت به دیگر اعضای بند با استعدادتر و
کارش بهتره و کمتر هم مثل اونا دیوانه بازی در میاره
(واقعا این بند موفقیتی اگر کسب کرده مدیون جویی بوده)

تجارت و Slipknot
Slipknot از ابتدای کارش نشون داد که علاقه ی شدید به پول داره(شاید هم طرفدار و شهرت)
مسلم هست که اکثر افراد در ابتدا به خاطر ماسک های این بند جذبش شدن
خیلی ها اسم های گوناگونی روی این حرکت گذاشتن
و گفتن اینا میخوان چهره های واقعی افراد رو نشون بدن و...
که به نظر من این حرفها مشتی جز یاوه نیست(نظر همه محترم هست این فقط نظره منه)
این ماسکها نوعی نوع آوری بود که واقعا مغز خوبی میخواست
که از این حربه برای جذب افراد استفاده کنن
(جایی خوندم قبل از این بند هم افرادی نه به این صورت در سبک های دیگر به این کار دست زدن)
در هر صورت این کار موثر واقع شد و افراد زیادی رو جذب کرد